اسپرم قورباغهای
دقت کردهاید که بچهقورباغهها شبیه اسپرم هستند؟ البته من شخصن با جناب اسپرم ملاقات حضوری نداشتهام فقط تصاویرش را این طرف و آن طرف دیدهام، اصولن هم تصاویرش خوشحال و خنداناند، فکر میکنم احساس مهمبودنِ خاصی در وجودش است یا فکر میکند خیلی هنرمند است.
(واقعن احساسات اسپرم به ما مربوط است؟ شاید هم باشد.) حالا اینکه بچهقورباغه با آن شکل عجیبش که انگار یک کله است با یک دم باریک چطور تبدیل میشود به موجودی با دو دست و دو پا، دو چشم وقزده و یک شکم گنده پدیدهای عجیبوغریب است که در کَت من نمیرود.
وقتی هم موجودی با یک کله و یک دم باریک به نام اسپرم تبدیل میشود به دو دست و دو پا و هزار چیز دیگر که بههیچوجه در کَت من نمیرود.
به نظر من یک جای کار میلنگد، اگر شما طبیعی بودن این دو مورد را باور میکنید باید بگویم که سادهلوح هستید. به نظر من دستی در کار است، آن وسطها اتفاقاتی میافتد، پای چیزی یا کسی در میان است، چیزی شبیه به جادو یا اکسیر. موجودات دیگری هم هستند که بچه و بزرگشان متفاوت است؛ مثل موشها، اما این مورد دیگر از حد تفاوت گذشته است، یک دگرگونی است.
بخش مهمی از رشد بچهقورباغه بعد از تولد رخ میدهد، انگار که برای متولدشدن عجول است و دوست دارد زودتر وارد جهان شود و باقی رشد را بیرون از تخم ادامه دهد. خدا را شکر که بچهی آدمیزاد این عجله را ندارد، تصور کنید که اگر اینطور بود چه فیلم ترسناکی میدیدیم.
حالا تمام اینهایی که به هم بافته شدند قرار است به کجا برسند؟ حرف از اسپرم و بچهقورباغه است، واقعن توقع دارید به جای بهدردبخوری برسد؟ اگر دارید که آدمهای متوقعی هستید. البته تبدیل شدن چیزی شبیه به اسپرم به موجودی دوزیست توقع هر کسی را بالا میبرد.
نقاش وجود این همه صورت که بپرداخت
تا نقش ببینی و مصور بپرستی
الهی شکرت…
دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.