,

جهان‌های موازی

هر محله مثل یک جهان کوچک است؛ فروشگاه‌ها، رستوران‌ها، بانک‌ها، تعمیرگاه‌ها و پزشکان خودش را دارد. آدم‌های هر محله می‌دانند که بهترین شیرینی‌فروشی‌ها کدام‌ها هستند یا از کجا می‌شود لباس‌های بهتر و ارزان‌تر را خرید. دکترهای محله‌ی خودشان را می‌شناسند، می‌دانند کتاب‌فروشی‌ها کجا هستند و رستوران‌های خوب کدامند.

در محله‌ی کناری دقیقن همه‌ی این جریانات به شکلی مشابه در حال رخ دادن هستند. محله‌ها به نوعی شبیه به جهان‌های موازی‌اند؛ هر بار که از محله‌ای به محله‌ی دیگری نقل‌مکان می‌کنی انگار که به جهان تازه‌ای پا گذاشته‌‌ای. تا وقتی در محله‌ی قبلی بودی گمان می‌کردی که تمام جهان را می‌شناسی، اما با رفتن به محله‌ای تازه می‌بینی که باید همه چیز را از نو بشناسی. این یک جهان تازه است که باید دوباره کشفش کنی.

هزاران جهان موازی وجود دارند که تنها وجه اشتراک‌شان زمان است؛ آن‌ها هم‌زمان در حال رخ‌ دادن هستند و با یک مهاجرت کوچک می‌توان جهان تازه‌ای را تجربه کرد.

این تنوع از یک جهت حیرت‌انگیز است و از یک جهت آگاهی‌دهنده؛ اینکه تو، خانواده‌ات، تمام متعلقات و چیزهایی که برایت مهم‌ هستند تنها بخش کوچکی از یک جهان کوچک‌‌اید که اگر فقط چند کیلومتر از آن‌ها دور شوی برای هیچ‌کس مهم نیستند. اگر اتفاقی در جهان تو بیفتد در جهان‌های دیگر آب از آب تکان نمی‌خورد.

اگر جهانت را مقیاس کنی با کل هستی می‌بینی که از نقطه‌ی زیر «ب» هم کوچک‌تر است،‌ حالا تصور کن که بزرگترین مشکل تو در مقابل کل جهان چه اندازه‌ای دارد؟

آدم خجالت می‌کشد که هیچ چیزی را جدی فرض کند، احتمالن خنده‌ی کائنات را در پی خواهد داشت.

الهی شکرت…

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *