لطفن این متن را نخوانید
دال: خوب است که این روزها کسی حوصلهی خواندن ندارد. صاد: چطور؟ دال: میخواهم چیزهایی بنویسم که دلم نمیخواهد کسی آنها بخواند. صاد: بهتر نیست ننویسی؟ دال: نمیتوانم، دلم میخواهد یک جایی آن را نوشته باشم. صاد: خب بهتر نیست اینجا منتشر نکنی؟ دال: دلم میخواهد بنویسم و رها کنم، مثل نامهای به مقصدی نامعلوم. […]