بعضی روابط مثل اثرِ زخمی هستن که سالها روی بدنت بوده و فکر می کردی که دیگه هیچوقت قرار نیست از بین بره و یه روز صبح بیدار میشی و می بینی که نیست. جوری نیست که انگار هیچوقت نبوده. روابط ِ دردناک ِ بی سرانجام.

هيچ عشقي هرگز و هرگز پايدار نخواهد ماند مگر و فقط مگر زمانی كه هر يك از طرفين زندگيِ شخصيِ خودشان را به عنوانِ يك فرد داشته باشند. اگر دو طرف براي بهبودِ شخصيِ خودشان برنامه اي نداشته باشند و علائقشان را به هر دليلي دنبال نكنند و اوقاتي را به تنهايي و با خودشان […]

اگر نمي توني “صد در صدِ” مسئوليتِ تصميماتي كه برای زندگی شخصیت ميگيري رو “به تنهایی” بر عهده بگيري و هميشه رويِ كمك ديگران براي اجرايي كردنِ تصميماتت حساب می کنی،‌ این یعنی اینکه تو هنوز معنیِ تصمیم گیری رو نفهمیدی، یا به عبارت بهتر “غلط می کنی” تصمیمی می گیری.

براي هر زنی فقط و فقط يك مرد وجود دارد كه اگر ديكته‌ی تمامِ كلمات را اشتباه بنويسد و يا تمامِ ضرب‌المثل‌ها را غلط به كار ببرد و يا تمامِ ترانه‌ها را وارونه بخواند، نه تنها ناراحت نمی‌شود و حرص نمی‌خورد و دلش نمی‌خواهد با پا به صورت طرف حمله كند، بلكه هر بار بيشتر […]

گاهی حال ِ آدم در زندگی دُرُست مثل ِ لحظاتی قبل از بالا آوردن است. آن هنگام که ناگهان بزاق ِ دهانت زیاد می‌شود و سرت به دَوَران می‌افتد و نای و مری و معده و تمام اجزاء ِ متصل می‌سوزد و گلویت تلخ می‌شود و حاضر نیستی دستشویی را با دنیا عوض کنی. اما […]

مردانی که از معجزه‌ی خریدن گل آگاهند و اغلب این معجزه را به کار می‌گیرند، مردانی که خوب بلدند چطور دلداری بدهند، مردانی که در هر حالی گوش ِ شنوا هستند، مردانی که حرف‌های عاشقانه زدن را فراموش نمی‌کنند، مردانی که تمام ِ تاریخ‌ها را به خاطر دارند و یادشان نمی‌رود هدیه بگیرند، مردانی که […]

اکثر آدم‌ها فکر می‌کنن که اگه از مغزشون استفاده کنن از گارانتی خارج میشه. بنابراین همیشه به سراغ ساده‌ترین راه‌حل‌ها میرن که عبارتند از: پرسیدن از دیگران، درخواست کردن از دیگران و دنبال کردنِ دیگران. جالب‌ترین قسمت قضیه اینه که همواره هم مشغول قضاوت کردن، نظر دادن و فضولی کردن درباره‌ی همون «دیگران» هستند. اصولن […]

مشام ِ دلم ردّ ِ عطر ِ تو را جستجو می‌کند.

گم می‌شود در پریشانی موهایت تمام ِ‌ پریشانی‌ام

من تمام ِ زندگی‌ام را با خود آوردم، او فقط خنده‌اش را آورد. اما فکر می‌کنم من هنوز بدهکارم.

تو را عجیب به خاطر می‌آورم؛ تو را در روزهایی که نبودی، تو را در چیزهایی که ندیدی، تو را در حرف‌هایی که نزدی، تو را در مهربانی‌هایی که نکردی به خاطر می‌آورم. تو را آنجا که نمی‌خواهم، تو را آنطور که نمی‌خواهم به خاطر می‌آورم. من تو را عمیق و دردناک به خاطر می‌آورم.

عاشقت بودن سخت است، عاشقت نبودن از آن هم سخت‌تر.